روایت زن مسلمان
06 اردیبهشت 1402 توسط سمیرا اسمعیلی آبدر
#به_قلم_خودم #روایت_زن_مسلمان #طرح_امین رسیدم دفتر پرورشی مدرسه ،چند دقیقه بعد مادری وارد شد وروبه روی صندلی مننشست گره روسری اش را شل کرد ،از سختی های بعد طلاقش گفت،اینکه چطور بدونپدر دو کودک 5 ساله و دو ساله را بزرگ کرد بغضش بیشتر… بیشتر »